پیشنهاد مطالعه
خانه > Gadmin (صفحه 7)

Gadmin

کلمات نورانی امام زمان از آغاز تا کنون-قسمت هجدهم

علی بن محمد عن نصر بن صباح البلخی عن محمدبن یوسف الشاشی… محمّد بن یوسف شاشی از شیعیان حضرت حجّت صلوات الله علیه در عصرغیبت صغری گوید: ناسوری در بدنم پیداشد پس آن را به طبیبان نشان  دادم و مالی را برای درمانش هزینه کردم. پس داروها روی آن هیچ اثری نگذاشت. رقعه ای نوشتم  درخواست دعاء -از امامم- نمودم ...

توضیحات بیشتر »

کلمات نورانی امام زمان از آغاز تا کنون-قسمت هفدهم

عاقبت سرپیچی یاغفلت ازنهی امام ازسفرحج( قاموس الرجال/ج۷/ص۵۳۶) حضرت مهدی عجل الله فرجه علّان کلینی را از سفر حجّ این چنین منع کردند: توقّف عنه فی هذه السنه شرح مطلب دربین رجال حدیث با این عنوان برخورد می کنیم علی بن محمدبن ابراهیم بن ابان الرازی الکلینی؛ المعروف بعلّان الکلینی به فرموده ی ما مقانی به نقل ازنجاشی کنیه اش ...

توضیحات بیشتر »

کلمات نورانی امام زمان از آغاز تا کنون-قسمت شانزدهم

منع امام ازسفرحج علی بن محمد عن علیّ بن الحسین الیمانی قال کنت ببغداد فتهیأت قافله للیمانیین فاردت الخروج معها..(ارشادمفیدص۳۵۲) آقای علی بن الحسین یمانی گوید: من در بغداد بودم، پس قافله ای از یمنی ها آماده ی برای سفر حج شد. پس من هم خواستم با آن قافله حرکت کنم، پس –به امامم – نامه نوشتم درخواست اذن حرکت ...

توضیحات بیشتر »

امام قائم مهدی در آینه قرآن جلسه سی و هفتم

شیوه ی دیگر از استکبار ابلیسی منع مردم از زیارت قبور موالیان حق که فضای ملایم و آرام  آن امکنه ی مقدسه باعث بر ذکر خدای بزرگ و عبادت و مناجات با او و سکوت لبریز از یادآوری خاطره های تلخ و شیرین موالی صلوات الله علیهم اجمعین براستی مستکبران چند نوبت اراده ی تخریب حرم مطهّر مولی ابی عبدالله ...

توضیحات بیشتر »

کلمات نورانی امام زمان از آغاز تا کنون-قسمت پانزدهم

بخش پانزدهم: منتظر اذن امام برای سفرحج علی بن محمد عن ابی عبدالله بن صالحٍ قال خرجت سنه من السنین الی بغداد فاستاذنت الخروج (۳۵۲)سالی ازسالها  به سوی بغداد ازدیارخویش بیرون امدم پس ازحضرتش اذن برای سفر حج درخواست نمودم پس به من اذن داده نشد (هیچ اذنی ازامام) برای خروج صادرنشد. قافله ها به سوی نهروان برای به هم ...

توضیحات بیشتر »

کلمات نورانی امام زمان از آغاز تا کنون-قسمت چهاردهم

بخش چهاردهم: إتمام  حجت إمام در ادای حق دیگران علی بن محمد: قال أوصل رجل(ارشاد/۳۵۲)گوید مردی از اهل سواد عراق مالی را -به ناحیه ی مقدسه- رسانید پس مال به او برگردانیده شد و به اوگفته شد:«أخرج حق ولد عمک منه و هو اربع مأه درهم» حقّ پسر عموهایت را از این مال بیرون کن که آن چهارصد درهم است. ...

توضیحات بیشتر »